![]() |
|||||
![]() اولین دوره مسابقه یاد قلم به یاد روزنامه نگار سفر کرده مهران قاسمی
|
|||||
|
اکبر منتجبی: مهران قاسمی از میان ما رفت. چه قشنگ خوابیده. و چه آرام . انگار نه انگار كه اینجا كلی دل براش می تپد. روزنامه نگاری که تمام قد ، تواضع بود و رفاقت بود و سر خوشی. در خانه، جنازه در اتاقی قرار داشت و گویا مادر دل سوخته بالای سر او قرآن می خواند. خانه ژر بود از بچه های اعتماد ملی و خبرنگاران دیگری كه مهران را می شناختند. و همین طور بر آنها افزوده می شد. كلامی جز كلام سارا خانم معصومی بلند نشد . وقتی كه با صدای گرفته آمد تا از همه تشكر كند كه در غیاب مهران او را تنها نگذاشتند. از خوبی های مهران گفت. از این كه در این یك هفته مرتب از مرگ گفته بود. از این كه در لحظه آخر عمر با وضو و قصد گزاردن نماز را داشته و سارا رفته بود كه سجاده را بیاورد و بعد تمام. سیاهی . هم برای چشمان مهران و هم برای سارا. اولین بار انگار مهران را در یاس نو دیدم. با جی كی. رولینگ خالق هری پاتر مصاحبه كرده بود. آمده بود تا در صفحات میانی روزنامه آن را منتشر کند. که كار شد. روحش شاد. |
![]() |
عمر كوتاه روزنامه نگار و عمر بلند قلمخبرنگاران ، خبر مرگ عزیزان شان را تنظیم می کنند و در گوشه ای دیگر خبر زندگی "ملتی" را صفحه بندی می کنند. خبرنگاران گزارش یک پژوهش تحقیقی مبنی بر مرگ زودرس جماعت خبر را تنظیم می کنند و در گوشه ای دیگر عکس هایی از زندگی "دولتی" را صفحه بندی می کنند. باید پوست و استخوانت چنان تنومند در برابر دردهای روزگار باشد که برادری ، نازنین همکاری و دوست کهنه روزهای دشوار کاری ، پرکشیده باشد و تو هنوز قلم بر صفحه بکشی و از درد دیگران بنویسی. [متن کامل] |
![]() |







