شرایط و موضوع مسابقه
بیشتر بدانید
 
اولین دوره مسابقه یاد قلم به یاد روزنامه نگار سفر کرده مهران قاسمی
 
 



فهیمه خضر حیدری: این جرعه‌های تلخ چای، این سكوت مرگبار در تحریریه ، این بوی تند مرگ و كافور ، زیبایی بیهوده این زمستان ، این همه اشك كه دارد ما را در خود غرق می‌كند ، این آدم‌ها ، این همكاران كه برای تسلیت به روزنامه ما می‌آیند، صدای گریه‌ای كه هر از چند گاه یخبندان تحریریه ما را می‌شكند....

اینها همه مثل كابوس است.كسی «نیست» كه تا دیروز در كنارمان بود؛ همین جا می‌نشست، می‌نوشت ، می‌خندید و با ورزشی‌ها رجزخوانی فوتبالی می‌كرد.
مهران قاسمی مهربان و همراه بود.در یكی دو ماه گذشته هیچ كس به اندازه او و سارا - آه خدای من سارا... - همراهی‌‌ام نكرد.برای راه‌اندازی كار جدید - كافه روزنامه - ساعت‌ها حرف زد ، ایده داد ، پیشنهاد كرد ، همراهی و كمك كرد و حتی تا نیمه شب پای تلفن دلداری‌‌ام داد كه كارها درست می‌شود و اوضاع روبه راه....حالا صندلی مهران درست روبه روی من خالی است.

شمع‌های سیاه می‌سوزند و دبیر سرویس بین‌المللمان شده عكسی در میان قابی.دیشب پیش سارا بودیم.كاری جز گریه نمی‌شد كرد.
بدن بی‌جان مهران را بردند و ما فقط اشك ریختیم.سارا آخرین فریادهایش را می‌زد : « مهران دوستت دارم...» و جوابی نمی‌آمد و ما فقط اشك ریختیم و آسمان فقط بارید و مرگ ، نارس و كال به ما سلام گفت.



3:56 AM .


عمر كوتاه روزنامه نگار و عمر بلند قلم
خبرنگاران ، خبر مرگ عزیزان شان را تنظیم می کنند و در گوشه ای دیگر خبر زندگی "ملتی" را صفحه بندی می کنند. خبرنگاران گزارش یک پژوهش تحقیقی مبنی بر مرگ زودرس جماعت خبر را تنظیم می کنند و در گوشه ای دیگر عکس هایی از زندگی "دولتی" را صفحه بندی می کنند.
باید پوست و استخوانت چنان تنومند در برابر دردهای روزگار باشد که برادری ، نازنین همکاری و دوست کهنه روزهای دشوار کاری ، پرکشیده باشد و تو هنوز قلم بر صفحه بکشی و از درد دیگران بنویسی. [متن کامل]

دریغ...
عطا الله مهاجرانی