![]() |
|||||
![]() اولین دوره مسابقه یاد قلم به یاد روزنامه نگار سفر کرده مهران قاسمی
|
|||||
سرآسیمه آمدیم، اما تو نبودیکسری نوری برای خداحافظی با جهان واژهها یاری نمیكنند. عصا میخواهند كه برخیزند. نهیبم میزنند كه آخر بیانصاف این چه خواسته شومی است؟ از ما میخواهی در مرثیه مهران پشت هم صف بكشیم؟!مگر نمیدانی مهران یعنی مرثیه، یعنی بغض، یعنی شیون؟ مهران یعنی وداع با مهربانی، از دست دادن رفاقت و خوبی؟! مهران! رسم معرفت نیست اگر فكر كنی حالا كه ما را جا گذاشتی و رفتی، برایمان عزیز شدهای! نه پسر خوب! اگر ذرهای، فقط ذرهای انصاف در وجودمان باشد، باید در فراقت چنان شیون كنیم كه دل آسمان بلرزد. برای تو كه با همه دوست و مهربان بودی.برای تو كه هیچگاه بد كسی را نمیخواستی و نمیگفتی، برای تو كه حتی اگر معترض هم بودی، اعتراضت دلآزار و پردوام نبود! مهران! در آن سهشنبه لعنتی، وقتی سراسیمه به خانهات رسیدیم، اما دیر؛ و تو آسوده خوابیده بودی با آن چهره پاك و معصوم، چشم به در اتاقت دوخته بودم و فكر میكردم الان با آن خنده همیشگی در را باز میكنی و به این شوخی لعنتی پایان میدهی. مهران وقتی سارا به من گفت روزی كه بعد از آن تصادف تو را به اتاق عمل میبردند و تو میگفتی هیچ تعلقخاطری به این دنیا نداری، نمیدانی چقدر حسودی كردم. راستی مهران از این به بعد وقتی برای ترجمه متنی گیر كردیم تو را از كجا پیدا كنیم كه مشكلگشا باشی، وقتی یادداشت و تحلیلی درباره تحولات بینالمللی خواستیم چطور به تو بگوییم تا فیالفور مطلبی پرمغز و شیوا بنویسی وقتی ... راستی وقتی دلمان تنگ شد و بهانهات را گرفت چه كنیم...؟ |
![]() |
عمر كوتاه روزنامه نگار و عمر بلند قلمخبرنگاران ، خبر مرگ عزیزان شان را تنظیم می کنند و در گوشه ای دیگر خبر زندگی "ملتی" را صفحه بندی می کنند. خبرنگاران گزارش یک پژوهش تحقیقی مبنی بر مرگ زودرس جماعت خبر را تنظیم می کنند و در گوشه ای دیگر عکس هایی از زندگی "دولتی" را صفحه بندی می کنند. باید پوست و استخوانت چنان تنومند در برابر دردهای روزگار باشد که برادری ، نازنین همکاری و دوست کهنه روزهای دشوار کاری ، پرکشیده باشد و تو هنوز قلم بر صفحه بکشی و از درد دیگران بنویسی. [متن کامل] |
![]() |






